براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد
1. اگر در همه راهها به بن بست رسیدی یادت باشد هنوز راه دیگری هم هست.
2. دوران سختی دوامی ندارد اما انسان سخت جاودانه است.
3. این که بشود یا نه با ماست.
4. نبردی که بیشتر مردم در آن شکست می خورند نبرد بر سر ترس از شکست است. آماده شو آغاز کن و مطمئن باش دور اول پیکار را برده ای.
5. تاخیرات خداوند به معنای محروم گشتن از جانب پروردگار نیست صبر کن.
6. اگر آغاز نکنی هرگز پیروز نمی شوی.
7. درست آغاز کردن یعنی انجام گرفتن نیمی از کار.
8. آنچه مانع توست، تو نیستی بلکه فکری است که درباره ی خود می کنی.
9. اگر تنها ترین تنها شوم بازهم خدا هست.
0

تو مرا مي فهمي من تو را مي خواهم وهمين ساده ترين قصه ي يك انسان
است... تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي
داني تا ابد در دل من مي ماني
0

عزيزم!
خوشحال باش، چون من دختر كم توقعي هستم. اگر مي گويم بايد تحصيلكرده باشي، فقط به خاطر اين است كه بتواني خيال كني بيشتر از من مي فهمي!
اگر مي گويم بايد خوش قيافه باشي، فقط به خاطر اين است كه همه با ديدن ما بگويند"داماد سر است!"
اگر مي گويم بايد ماشين بزرگ و با تجهيزات كامل داشته باشي، فقط به اين خاطر است كه وقتي هر سال به مسافرت دور ايران مي رويم توي ماشين خودمان بخوابيم و بي خود پول هتل ندهيم!
اگر عروسي آن چناني مي خواهم، فقط به خاطر اين است كه فرصتي به تو داده باشم تا بتواني به من نشان بدهي چقدر مرا دوست داري و چقدر منتظر شب عروسيمان بوده اي!
اگر دوست دارم ويلاي اختصاصي كنار دريا داشته باشي، فقط به خاطر اين است كه از عشق بازي كنار دريا خوشم مي آيد... جلوي چشم همه هم كه نميشود!
اگر از تو توقع ديگري ندارم، به خاطر اين است كه به تو ثابت كنم چقدر برايم عزيزي!
و بالاخره...
اگر جهيزيه چنداني با خودم نمي آورم، فقط به خاطر اين است كه به من ثابت شود تو مرا بدون جهيزيه سنگين هم دوست داري و عشقمان فارغ از رنگ و رياي ماديات است![]()
.
0
اي بشر تو پنداري كه دنيا مال توست
ور نپنداري كه هر ساعت جل به دنبال توست
هر چه خوردي مال مور است
هر چه بردي ما ل كور است
هر چه داري مال وارث
هر چه كردي مال توست
0
بیایید این گونه زندگی کنیم :
شاد اما دلسوز
ساده اما زیبا
مصمم اما بی خیال
متواضع اما سربلند
مهربان اما جدی
سبز اما بی ریا
عاشق اما عاقل
0
در زندگي افرادي هستند که مثل قطار شهر بازي مي مونند . از بودن باهاشون لذت مي بري و لي باهاشون به جايي نمي رسي
انسان هم ميتونه دايره باشه هم يه خط راست. انتخاب با خودت است. تا ابد دور خودت
بچرخي يا تا بي نهايت ادامه بدي.
بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشن که چیزی به موفقیتشون نمونده
...و خداوند آفرید روز اول آب را . روز دوم خاک را . روز سوم عشق را . روز چهارم
رنگها را . روز پنجم صدا را . روز ششم انسان را . روز هفتم اندیشید . بنابراین ترا برای من آفرید.
0
می توان با یک زیرانداز ساده زیر سقف آسمان خوابید ودغدغه نداشت. می توان شب به
شب با نان خالی عشق ساخت ودر دل غم نداشت . می توان لبخند کوتاه را غنیمت شمرد ودر
خلوت اشک ریخت . می توان بی هیچ غصه ای نفس کشید اما با دلشوره ورنج آه نکشید .
سوزش سرما بی معنا می شود اگر از عشق وصفا وجودت گرم شود . باید یاسی چید وبه هم
هدیه داد . دلها را باید با کینه غریبه کرد ....
0
لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد. كار را نيمه تمام رها كرد تا مدلهاي آرمانياش را پيدا كند.
روزي در يك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرحهايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.
كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.
وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پر از رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم...!!!
0
اهل دانشگاهم رشته ام علافيست جيبهايم خالي ست پدري دارم حسرتش يك شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب. اهل دانشگاهم قبله ام استاد است
جانمازم نمره! خوب ميفهمم سهم آينده من بيكاريست من نميدانم كه چرا ميگويند مرد تاجر
خوب است و مهندس بيكار وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست! ((چشم ها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد)) بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد! وبه آنها فهماند![]()
![]()
اینم شرح حال یه جوون ایرونی!! آتیش گرفتم وقتی واسه اولین بار خوندمش!!!
0
از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هیچ
تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.ایمان را
نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک
نکن.زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کن
0
